تبلیغات
سرگرمی کامل - خنده
جمعه 26 شهریور 1389

خنده

   نوشته شده توسط: ... ...    

یك روزیه مورچه میره حموم دیگه درنمیادبیرون اگه گفتی كجا بوده؟؟؟؟چسبیده بود به صابون
 
اصفهانیه داشته خرما پخش می كرده یه نفر می یاد یه مشت خرما بر می داره اصفهانیه میگه دادا یهنفر مرده اتوبوس كه چپ نكردست
 
به یه نفر میگن داری پدر میشی گفت به زنم نگید میخوام غافلگیرش كنم
 
بعد ازمدتی آپدیت نشدن شعری که برای هجوپیر مغان گفته شده و حساسیتی که به وبلاگ پیرمغان دارم باعث شد ضمن انعکاس آن مثنوی و جواب جناب حضرت پیر مغان به گوینده مثنوی وعده سخنی در خور بدهم و .......

فغان با تو گویم كه ناخوانده ای
خودت را چو پیر مغان خوانده ای
كه خر نیز بیش از تو گمراه نیست
بجز منزل صاحبش راه نیست
كه گفته بفرما كه مثل الاغ
علف دیده سر را نهادی به باغ
ادب حكم دارد كه چون میهمان
كه دررابكوبید یا با زبان
اجازه بگیرید و داخل شوید
نه چون گاو مهمان منزل شوید
مغانی كه در هر سرا لینك از اوست
نه دشمن بدانم ترا نی كه دوست
تو ترسا پسر كی شدی با فلان
كه نامت نهادی تو پیر مغان
مگر شلغم هستی نخود یا كه ماش
كه ناخوانده ای همچو گندم به آش
دو سر قاف را قر دمادم زنم
به پیر مغان لینك ماتم زنم
پیامی كه پیوسته درد و غم است
هكر یا كه ویروس پیشش كم است
چنانت بكوبم به لینك فلان
كه پولاد كوبند آهنگران
به رسم تو وبلاگیان درشت
گهی لینك زوری گهی زور پشت
سرایم به هجو تو من مو به مو
بریزد ز پیر مغان آبرو
بدان آبرو چون بریزد دمی
 نشاید كه نامت نهند آدمی
از این پس تو پیرمغان مرده ای
پشیمان شوی چون شكر خورده ای
برو شكر كن زانكه ایرج نیم
به عارف نظرهای كج كج نیم
وگرنه نماند به جسم تو جان
نه لینكهای زوری پیر مغان
چو عبرت نگیری و عاقل شوی
به هجوت سرایم دو من مثنوی
از این پس مرا ناصبوری نده
به وبلاگیان لینك زوری نده
دم شیر نر را به بازی مگیر
چو بازی كنی خود بدانی و شیر

----------------------------------
و این هم پاسخ پیرمغان به این شاعر عزیز:

نزاییده مادر که خواهد مرا
به پشت افکند این تن پخته را
دو گوشش بپیچم همی دردناک
که از آه او دل شود چاک چاک
نداند که من خود همی شاعرم
چو فردوسی و حافظ و طاهرم
چو با من کسی کار خود را فکند
به چاه عدم آن تنش را فکند
نه نام و نه خطی از او ماندش
چو افسانه و خاطره ماندش
من آنم، من آن پیر دیو افکنم
چو رستم، چو رستم به خاک افکنم
به دشت مغان گر همی آمدی
به پیش می و ساغرم آمدی،
بدان این همه متن و این ساز و برگ
همه این مطالب، همه برگ، برگ،
نوشتم همه را به خون جگر
نیابی چو این جا سرایی دگر
به میخانه و میکده راه نیست
اگر تو بدانی که این آه چیست
برو توبه کن ای خدا بی خبر !!!
بزن بر سر خود ز زیر و ز بر
که شاید خدایت کند رحمتی
به تو رحمت و بنده را نعمتی !!

یادواره مهندسی

بسی رنج بردم در این سال سی / كه مدرك بگیرم زبد شانسی

نشد، دادم از كف همه زندگی / نهادم به سر افسر بندگی

نبودم اوائل چنین ناتوان / ببودم به سر موی و بودم جوان

نه تن خسته و ناتوان بودمی / نه اینگونه نامهربان بودمی

نه اهریمنی طینتی داشتم / نه بر خوی بد عادتی داشتم

كنون بشنوید اینكه بیچاره من / چنان گشته‌ام اینچنین اهرمن

بود شرح احوال من بس دراز / ولی قطره آن گویم از بحر، باز

به هوش و خرد شهره بودم به شهر / نبودی چو من درسخوانی به دهر

به كنكور در رزم كنكوریان / زدم تستها را یكی در میان

به كف آمدم رتبه‌ای زیر صد / نیارد چو من رتبه كس تا ابد

خیالم كه دیگر مهندس شدم / نبودم خبر زینكه مفلس شدم

به خود وعده‌ای نیك دادم همی / كه چون در خط درس افتادمی

بیابم اگر صد هزاران كتاب / زنم از خوراك و میرم ز خواب

چنانش بخوانم به روزانه شب / كه خود گردم از كار خود در عجب

ولیكن چو پایم بدینجا رسید / نبیند دو چشمت كه چشمم چه دید

به هنگامه ثبت نامم دمار / برآمد به یك روزه هفتاد بار

به «آموزش»اش چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردی نهاد

چو دادندمی صد هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق

چنان بی كس و خسته ماندم به صف / كه رست از كف كفش مخلص علف

پس از آن چو دیگر به صف ماندگان / به یك نمره گشتم من از بندیان

بماند، پس نمره‌ای گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم

به خود گفتم این زندگی بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است

گذشتم از آن فكر پیشینه‌ام / كه من دیگر آن شخص پیشین نه ام

به من چه كه دیگر كسان چون كنند / به من چه، چه در كار گردون كنند

به من چه فلانی دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است

گذشتم از آن فكر پیشینه‌ام / كه من دیگر آن شخص پیشین نه ام

كه دانش چراغ ره آدم است / كلید در گنج این عالم است

چو فرصت غنیمت شمارم كنون / مرا علم و دانش شود رهنمون

پس از آن به مكتب نهادم چو پا / ز یك درب چوبی بسی بی صدا

به رزم اندر آمد یكی اوستاد / بگفتا شكاری به دام اوفتاد

بچرخید و گردید و غرید و گفت / در این پهنه یكدم نشاید كه خفت

كه من دكترا از فلان كشورم / یل سر سپاه فلان كشورم

كنون گفته باشم به آغاز درس / ز كس گر نترسی، ز مخلص بترس

بگفتم كه درست بسی ساده است / كدامین خر ز درست افتاده است؟

بگفتا كه درسم بسی مشكل است / خیالات تو ای جوان باطل است

چنانت بكوبم به گرز گران / كه پولاد كوبند آهنگران

پس از آن سخنها و آن سرگذشت / دوماهی چو از آن سخن‌ها گذشت

ریاضی یكم نمره بر شیشه زد / هزاران غمم تیشه بر ریشه زد

علومی چو بر بنده لشكر كشید / سپاه معارف به دادم رسید

یكی بیست بگرفتم از ریشه‌ها / نشد كارگر زخم آن تیشه‌ها

پس از آن معارف ز من قهر كرد / دهانم ز تلخی چنان زهر كرد

به تالار و در گرمی ماه تیر / بیامد ز در اوستادی چو شیر

بگفتا كه در رزم نام آوران / بدان،‌ خوان اول بود امتحان

فراهم شد از جمع ما لشگری / یكی پهلوان‌تر از آن دیگری

اتودها كشیده همه از نیام / كه باید نمودن به دشمن قیام

چو آمد فرود آن یل از پشت زین / ببست افسار رخش خود بر زمین

كشید از نیامش سوالات را / بگفتا كه حل كن محالات را

سپه را به یك غرش آرام كرد / یلان را چنان اسب خود رام كرد

بگفتا كه درسم بسی ساده است؟! / كدامین كس از درسم افتاده است؟!

كنون گر توانی برو بچه‌جان / به فنی زبندم تو خود را رهان

نشستم چنان سنگ بر صندلی / به خود گفتمی اینكه ول معطلی

برو فكر دیگر بكن این جوان / مگر ترم دیگر شوی پهلوان

شدم بر خر نحس شیطان سوار / دو صد حیله را چون نمودم قطار

به یك روزه صدها گواهی بكف / به ظاهر پریشان و در دل شعف

بگفتم كه من موقع امتحان / ببودم به بستر بسی ناتوان

كه رحمی كن ای پهلوان رهنما / بیا بر من اكنون تو راهی نما

كنون تا نیفتم به حال نزار / برونم كش از پهنه كارزار

دو ترمی در این نابرابر نبرد / دگر از چه آرم سرت را به درد

هزاران كلك را زدم بیش و كم / كه شاید برون آیم از پنچ و خم

رهی پرفراز و خم اندر خم است / در این ره هزاران چو من رستم است

یكیشان به رخش و یكی مرده رخش / یكی با درفش و یكی بی درفش

هر اینك در اندیشه كارزار / مگر آخر آید غم روزگار

كراوات و تهاجم فرهنگی آن:

برخلاف آنچه اکثر مردم فکر می کنند، کلمه کراوات، با آنکه در آن What دارد ولی به‌هیچ‌وجه یک جمله پرسشی نبوده و معنی آن «ناشنوایان چی چی؟»‌ نمیباشد.

˜کراوات درغروب یکی از روزهای سرد سال 1812 میلادی (حدودای 6 و 7 )‌ توسط " جرج کراوات " کشف شد و هنوز هم ادامه دارد!

اما کراوات پارچه‌ای بود که دور گردن میچرخاندند و از زیر گردن آویزان می کردند. چراشو خدا میدونه! کراوات که در فرهنگستان پارسی به آن «دراز آویز زینتی»‌ میگویند، تا حدودی بیانگر نحوه تفکر افرادی است که آنرا بر گردن خود میبندند. ریشه اینکلمه از: «کلاوات، کلافات،کلافات، کلافه‌ها، کلافه شدم، ‌خفه‌ام کردی، ‌این چیه دور گردنم انداختی؟» برگرفته شده که خود بیانگر معنی و نحوه استفاده آن میباشد.

کراواتها اولاش تهاجم فرهنگی نبودند. بعداها یواش یواش تهاجمشان بیشترتر شد! بعضی از کراوات‌ها خیلی دیگه شورش رو در آورده‌اند و خیلی تهاجم فرهنگی هستند.

معمای خنده

» اگر اسکلت از بالای دیوار به پائین بپرد چه می شود ؟

- هیچ وقت اینکار را نمی کند ، چون جگر نداره

» ژاپنی ها به گوساله چه می گویند ؟

- نی نی گاوا !!

» فرق بین عینک و تفنگ چیست ؟

- عینک را می زنند و می بینند ولی تفنگ را می بینند و می زنند

» دندان کرسی چه فایده ای دارد ؟

- در زمستان ما را گرم می کند

 

» چرا آب هنگام جوشیدن قل قل می کند ؟

- چون میکروبهای آن می سوزند و فریاد می کشند

» اگر قلب کسی ایستاد چه می کنیم ؟

- برایش صندلی می گذاریم

» اگر یک زنبور داخل دهان گربه رود ، گربه چه می گوید ؟

- میوز ...... میوز

» چرا دوچرخه خودش نمی تواند بایستد ؟

- چون خیلی خسته است.

» چطور میشود چهار نفر زیر یک چتر بایستند و خیس نشوند ؟

- وقتی هوا آفتابی باشد.

» چطور می توان یک پرنده را به راحتی کشت ؟

- آن را از بالای صخره به پائین پرتاب می کنیم.

» چرا بعضی ها نمی توانند یخ درست کنند ؟

- چون همیشه دستور العمل تهیه را فراموش می کنند.


chocolate
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 03:52 ق.ظ
When I originally commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each
time a comment is added I get four e-mails with the same comment.
Is there any way you can remove people from that
service? Appreciate it!
Foot Issues
شنبه 14 مرداد 1396 09:22 ب.ظ
Hi, Neat post. There's a problem along with
your web site in web explorer, could test this? IE nonetheless is the market leader and a large component to other folks will
pass over your wonderful writing because of this
problem.
http://mundanetraditio.exteen.com/
جمعه 13 مرداد 1396 11:49 ب.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme. Did you design this
website yourself or did you hire someone to do it for you?
Plz reply as I'm looking to construct my own blog and would like to find out where u got this from.
many thanks
Venus
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:43 ق.ظ
Attractive component of content. I simply stumbled upon your site and in accession capital to assert that I acquire actually enjoyed account your
blog posts. Any way I will be subscribing on your feeds and even I success you get right of entry to
consistently quickly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر