تبلیغات
سرگرمی کامل
پنجشنبه 16 تیر 1390

جوک.

   نوشته شده توسط: ... ...    


لره از دكتر می پرسه: آقای دكتر! بعد از اینكه گچ دستمو باز كنم آیا می تونم سنتور بزنم؟
دكتر می گه: البته، حتماً.
لره می گه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم!

چهار تا ترک میرن جهنم بعد از 6 ماه بر می گردن
میگن : چه طور بود؟
میگن: خیلی سخت بود ولی بلاخره خاموشش کردیم


ترکه میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه: کاستی دگیلین کوفینوستا با لیمو! ترکه میگه: کاستی دگیلین کوفینوستا با چی؟


از یه تهرونیه  میپرسن میدونی اگه ۱۰ تا کله و ۴۰ تا پاچه را با هم بریزی تو یه دونه دیگ، از کجا باید بفهمیم کدوم پاچه مال کودوم کله است؟
میگه اینکه کاری نداره کف پاش رو قلقلک میکنی میبینی هر کله ای خندید معلوم میشه پاچه مال اون بوده!!


غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می رفته از داروخونه قرص سوسک کش می خریده. یه روز دکتره ازش می پرسه تو چرا اینقدر قرص سوسک کش می خری؟
غضنفر می گه: آخه من هرچی اینا رو پرت می کنم نمیخوره به سوسکها!


غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: ببخشید از اینجا تا تهران چقدر راهه؟
کارمنده می گه: یه لحظه...
غضنفر می گه: خب خیلی ممنون! و قطع می کنه!!


یارو میره کولر بخره، فروشنده ازش میپرسه: کولر آبی بدم؟
یارو میگه: فرقی نمیکنه، آبی نداری قرمز بده!!


این تهرونی ها دلشون برا غضنفر ا میسوزه میگن بابا خیلی واسشون جک ساختیم بایید یه کاری کنیم اونا واسه ما جک بسازن. یکیشون میره رو تیر چراغ برق هی میزنه به تیر .
غضنفر از اونجا رد که میشد میگه: های آقا چه کار میکنی؟


طرف میگه دارم در میزنم ببینیم دوستم خونست؟
غضنفر میگه آره بزن چراغشون که روشنه ببین در رو باز میکنن.


تو می تونی ۲ میلیون تومن به من قرض بدی؟
می دونم که داری کمکم کن به خدا بهت برمیگردونم
 { التماس یه ترک به دستگاه خودپرداز بانک  }


 خواننده تو عروسی میگه: خانوما، آقایون، دستا بالا، می‌خواهیم بریم بندر! ترکه داد میزنه: كجا آقا ؟ ما تا شام نخوریم هیچ‌جا نمیریم!!!


لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا 5 تا عراقی دستگیر كردم بیاید ببرید میگن خودت بیار .... میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام!!!


خطبه ی عقد رشتیا : النکاح السنتی ، و بعدش خوش به حال امتی ، فقط لطفا نوبتی ، اووووی اصغر نزن جلو غربتی!!!


اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه!!!


  یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با  کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو
 شناتو بکن


پنجشنبه 16 تیر 1390

جوک ورزشی

   نوشته شده توسط: ... ...    

خبرنگار: چرا قبل از هر بازی به حمام می روی؟
فوتبالیست: برای اینكه گلهای تمیز بزنم.!!!!

.........

جاسم میگه عجیبه! میگن چی عجیبه؟ میگه 100000 تا تماشاگر ، 22 تا بازیکن ،3 تا داور! میگن این کجاش عجیبه؟
میگه گنجیشکه همرو ول کرده سر من کار خرابی کرده !

.........

به غضنفر میگن تو طرفدار كدوم تیم فوتبال هستی؟ میگه قربون جدش برم آسد میلان!!

.........

سال دوهزار و پنجاه ...بیست نهمین دوره جام جهانی ...میزبان بازی ها افغانستان .... گزارشگر نوه عادل فردوسی پور ...توپ پس از برخورد به مجسمه علی دایی به بیرون رفت ... چه میکنههههههههه!!!

..........

ترکه میره بدنسازی، مربی بهش میگه وقتی بیایی هفته اول بدنت درد میگیره. ترکه میگه پس من میرم هفته دوم میام
..........

از علی دائی میپرسن: تیم فوتبال ایران برای حضور در مسابقات جام جهانی چه کار اساسی باید انجام بده؟
علی دائی: من تصور میکنم بهترین کار خرید بلیط مسابقات باشه

..........

یارو بادی بیلدینگ‌کاره سرش میخوره به میله‌ی وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه میبینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی میگه!

..........

به غضنفر یه توپه فوتبال نشون میدن میگن این چیه میگه اونقدرها هم كه دیگه خر نیستیم معلومه دیگه این زمین شطرنجه !

...........

یک ترکه با یک لره شطرنج بازی میکنن. فکر میکنید نتیجه چی میشه؟ شاه دق میکنه

...........

به یه ترکه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: این چیه؟ طرف کلی فکر کرد و گفت: شطرنج گردالی!

...........

آخرین فیلم در حال ساخت سینمای ایران : زندگی پیامبران با حضور افتخاری علی دایی در نقش حضرت نوح

...........

مهم نتیجه نیست مهم برد و باخت نیست مهم نشون دادن قدرت و اقتدار ملیست، مهم جوانمردانه بازی کردن است. ستاد ماست مالی کردن باخت تیم ملی فوتبال

..........

آخرین خبر از تیم ملی: کریم باقری به عنوان مترجم علی دایی انتخاب شد

..........

ترکه رئیس فدراسون شطرنج میشه. 5 تا قانون می زاره : 1- اسب نمی تونه فیل رو بزنه چون فیل قویتره 2- خرم باید بازی کنه 3- خر باید همه رو بزنه 4- هیچ کس نمی تونه خر رو بزنه 5- اصلاً خر شاهه

...........

یارو قهرمان شنا میشه ازاش میپرسند از کجا شروع کردی میگه والا ما که امکانات نداشتیم , از زمین خاکی

...........

به خواهر فهمیده میگن چرا با رضازاده ازدواج کردی؟ میگه ما عادت داریم زیر تانک بخوابیم

...........

تلویزیون داشته گل خدادادعزیزی رو به استرالیانشون میداده ترکه تماشا میکرده .دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن ترکه شاکی میشه میگه : حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگیردش

...........

به معتاده می گن : فرق تو با ورزشکارها چیه ؟ می گه : اونا تکنیکی کار می کنن ما پیکنیکی

...........

ترکه داور فوتبال میشه بهش میگن:بزرگترین آرزوت توی داوری چییه؟میگه:بزرگترین ارزوم توی داوری اینه که یه روزی توی جام جهانی واسه تیم ملی کشورم داوری کنم...!!!

...........

ترکه می ره تماشای مسابقه دو و میدانی، از بغل دستیش می پرسه:این ها برای چی دارن می دون؟ طرف می گه: چون به یه نفرشون جایزه می دن. ترکه کمی فکر می کنه، بعد می پرسه: پس بقیه برای چی دارن می دون؟


پنجشنبه 16 تیر 1390

خنده

   نوشته شده توسط: ... ...    

غضنفر میره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یك بسته كوبیده بدین

..........

تا وقتی مجردی هرکی بهت میرسه میگه تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟ وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی؟

..........

بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباش با لهجی شیرین اصفهانی بهش میگه باباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی نه اینقدر که خسته بشی

..........

از جاسم میپرسن , نظرت راجع به نوشابه چیه؟
میگه: نوشابه آب داره , گاز داره , یه خط تلفن هم بزنن دیگه عالی میشه

..........

شیر یا خط دانشجویی اگر شیر اومد می خوابم!
اگر خط اومد فیلم میبینم!
اگه راست ایستاد درس می خونم!!!

..........

غضنفر کارخونه سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه

..........

غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه!
بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟
میگه: آخه چای كاشتم.

...........

غضنفر مداح بوده ، بهش ﻣﻴﮕﻦ ﺑﺮﻭ ﻣﺤﻠﻪ ﺳﻨﻰﻫﺎ ﻣﺪﺍﺣﻰ ﻛﻦ ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﻳﺰﻳﺪ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﻭ ﻋﻤﺮ ﻭ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﺣﺮﻓﻰ ﻧﺰﻥ ، ﻣﻴﮕﻪ ﭘﺲ ﺑﺮﻡ ﭼﻰ ﺑﮕﻢ ، ﺑﮕﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻛﺮﺩﻩ !


دوشنبه 29 شهریور 1389

بخند

   نوشته شده توسط: ... ...    

عشق تو آتش زد بر خرمنم
وای خرمنم
وای خرمنم
.
.
.
.
خب بسه - خریت شما تایید می شود !

اس ام اس چهارشنبه سوری : 
.......................................
چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.

چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟
.......................................
چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.
.
.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه 
.......................................
سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
آحه آتیش کم داریم آتیش پاره
.......................................
چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته
.......................................
چهارشنبه ای که میاد….
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره
.......................................
تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی
.......................................
چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.

.
.
.
چیه؟حیف که دلم نیومد .و الا این پایین یه کپسولی میترکاندم تا دیگه به حرفم گوش کنی
.......................................
سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
.
.
.
.
.
.
آتیش پاره
.......................................
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک

دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می­کنن. ریل راه آهنو می­گیرن و راه می­افتن طرف شهر.
اولی می پرسه: کی می­رسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می­ده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
می­رن و می­رن ... تا اولیه خسته میشه. می­گه: پس چرا نمی­رسیم؟
دومیه برمی­گرده و عقبو نگاه می­کنه و می­گه: فکر ­کنم ردش کردیم
یارو از بندرعباس میاد بهش میگن اونجا چیکار می کردی ؟ 
میگه : عرق !!!

......*.......
میدونی این چیه ؟
این تویی که تنها ستاره ی آسمونه دل منی .
:
:
:
پایین تر نرو
:
:
:
******************
وای اینا کجا بودند؟!!!

صبح که از خواب پا میشی 2 تا کار انجام بده
1: خدا را پرستش کن چون زنده ای
2: برو حموم چون بقیه زندگی می کنن
كامپیوتر برای چت 
چت روم برای كاربران جدید 
دختر 10 عدد برای پسران بیكار
پول كارت اینترنت باید بدهیم 
پول تلفن جدا 
و دیگر هیچ ...
مرد : تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن
زن : ... حق با توست، چون عقل من سر جاشه !

مرد : تو چطوریه که ما وقتی دعوامون میشه عصبانی نمی شی؟
زن : آخه من خودمو کنترل می کنم
مرد : چه جوری ؟
زن : می رم کاسه توالت را می شورم
مرد : این چه ربطی به دعوای ما داره ؟
زن : آخه اونو با مسواک تو می شورم !

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود 
وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شدیعنی ۱۶ برابر من 
وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من 
وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من 
وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من 
وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من 
وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من 
می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم !!!
آقا ماشا ا... می ره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر می شه !
غضنفرگیر داده بوده صندلی‌ عقب هواپیما بنشینه می پرسن چرا ؟
می گه : مگه نشنیدی همیشه میگن سرنشینان هواپیما کشته شدند. هیچ وقت صحبتی از بقیه مسافران نبوده
هیچ می دونی چقدر گلی …
.
.
.
واسه دستهات ضرر داره ؟ 
فقط از مایع ظرفشویی جام استفاده کن !
رفتم گلستان که با عشق برات یه دامن گل بچینم
.
.
.
دیدم شلوار پامه
ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها

.
.
.
.
گزیده‌ای از کنسرت یکی از استاتید بزرگ موسیقی


دوشنبه 29 شهریور 1389

جوکای معمایی

   نوشته شده توسط: ... ...    

احساس تو نسبت به من از نظر عشق کدامیک از گزینه های زیر است ؟
الف ) گزینه ب
ب ) گزینه ج
ج ) گزینه د
د ) می میرم برات !!!
خبرنگار: چرا قبل از هر بازی به حمام می روی؟
فوتبالیست: برای اینكه گلهای تمیز بزنم.!!!!
وقتی اومدم چنان حالتو می‌گیرم ،
که نفست بند بیاد
از ترس پاهات بلرزه
همچین آبروتو می‌برم که سرتو بالا نکنی 
اگه گفتی من کیم ؟؟؟
.
.
.
.
سوسول من قبض موبایلتم !
از یارو می پرسن شما که زندگی زناشویی موفقی دارید، رمز موفقیتتان چیست؟ 
یارو می گه : من و زنم از اول ازدواج قراری گذاشتیم که تا به امروز هم اونو انجام می دیم و اون اینه که هفته ای دو شب بریم به بک رستوران خوب با غذای خوب، رقص و موزیک عاشقانه.
اون شب های دوشنبه می ره و من شب های جمعه !!!
آیا دوستان شما در مسنجر برای شما افلاین می آیند ؟ 
آیا می خواهید مچشان رابگیرید ؟
آیا می خواهید بدانید چه كسانی در مسنجرآنلاین هستند ؟
.
.
 اگر می خواهید بدانید
.
.
باید بگویم خیلی فضولید !!
به یه بچه می گن : اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس می ده ؟ 
.
.
.
بچه می گه : بابام
ارمنى بلدى ؟
یراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا 

از آخر به اول بخون !
تک زنگ چیست ؟
.
.
.
.
با خبر شدن دو گدا از هم !!
می دونی سیاه پوستا به شامپو بدن چی می گن ؟ 
می گن : مشکین تاژ !
می دونی M T N ایران ... سل یعنی چی ؟ 
.
.
یعنی مردم تلفن ندیده !
هش چیست ؟ Hosh 
.
.
.
جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمز نگه می دارد !
می دونی چرا زن ها كمتر فوتبال بازی می كنند ؟ 
چون كمتر زنی پیدا میشه كه حاضر باشه با10 نفر دیگه یه جور لباس بپوشه !!!
اگه گفتی Love is Your Face یعنی چی ؟ 
.
.
.
یعنی : جمالتو عشقه !
به زنی که همیشه می دونه شوهرش کجاست چی می گن ؟ 
.
.
.
بیوه !
می دونی نصف النهار چیه ؟
 شامی است كه از نهار باقی مانده.

 

آقاهه می ره خارج، ازش می پرسن اسمت چیه ؟ می گه :
sun god between two water gold shit dear wife 

اگه گفتین یعنی چی ؟
.
.
شمس اله میاندوآبی زرگنده زنجانی
پنج تا داداش پولاشونو رو هم می ذارن تاکسی می خرند. 
بعد از چند وقت ورشکست می شن. اگه گفتی چرا ؟ 
.
.
آخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی !
اگه گفتین پس از مرگ مدیرعامل گوگل ( البته بعد از صد و بیست سال! ) به فرزندش چی می‌رسه ؟ 
.
.
.
- گوگل ارث !  
می دونی معنی : سی ان جی چیه ؟
یعنی : سوخت نداریم جیگر !!!
غضنفر می خواسته آتش نشان بشه 
توی آزمون استخدامی ازش میپرسند : اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه كار می كنی ؟ 
.
.
غضنفر می گه : هیچی تیمّم می كنیم ...

شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست ؟
.
.
.
هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد ! 

میدونین کره ای ها اسم بچشون رو چجوری انتخاب می کنن ؟
از بلندی یه ظرف می ندازن پایین صدای همونو می ذارن اسم بچشون مثل :
دنگ دینگ دونگ یا دونگ دینگ دانگ .
کی دوست داره ؟                   هیچ کس
کی برات می میره ؟                هیچ کس
کی دیوونته ؟                         هیچ کس
کی عاشقته ؟                       هیچ کس
کی فدات می شه ؟                هیچ کس
.
.
.
می دونی من کیم ؟               
                                     همون هیچ کس
چرا بعضی ها با دو دست دست می دهند ؟
.
.
.
چون فرق راست و چپشونو بلد نیستند !
از بچه های پیش دبستانی این سؤال پرسیده شد :
«اتوبوس توی شکل زیر به کدوم طرف میره؟ چپ یا راست؟»

.
.
با دقت به شکل نگاه کن.
می تونی جواب بدی
.
(جواب های ممکن چپ یا راست هست)
درباره اش فکر کن
.
هنوز نمی دونی؟
.
.
.
باشه، من بهت میگم.
.
.
بچه های پیش دبستانی همگی جواب دادند : «چپ»
.
وقتی ازشون پرسیدن : «چرا فکر می کنید اتوبوس داره به طرف چپ میره؟»
اونا جواب دادن :
«چون تو نمی تونی در رو ببینی.»
.
.
.
الآن چه احساسی داری ؟؟؟
اگه گفتین نیوتن چه جوری اثبات می کنه که : نیوتن نیستم ؟
جواب : یه روز اینشتین و نیوتن داشتن با هم قایم موشک بازی می کردن. 
انیشتن چشم می ذاره و نیوتن می ره پشت سر انیشتن یه مربع به ضلع یک متر می کشه و توی اون مربع می ایسته ! 
وقتی شمارش انیشتن تموم می شه بر می گرده و نیوتن رو می بینه!  
اینشتین می گه : نیوتن ! سوک سوک ! 
نیوتن می گه : من نیوتن نیستم ! 
الان ثابت می کنم : مساحت این مربع 1 متر در 1 متر می شه 1 متر مربع و من هم که روی این مربع ایستادم ! بنابراین نیوتن بر متر مربع می شه پاسکال !!!
اگه گفتی احتمال ازدواج در چه نرم تنی بیشتره ؟ 
.
.
.
در حلزون 
چون هم خونه داره هم ماشین !!!
می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟
وقتی پیاز رو قارچ می کنی چشت می سوزه 
اما هندوانه کال رو که قارچ می کنی دماغت می سوزه !!!
چه وقت زنان خدا را شکر می کنند؟
زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ 
خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! 
زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر ...
اگه گفتین حرف مورد علاقه ی دختر های ایرانی در زبان فارسی چیه :
اخیرا کشف شده ! :
( پ ) و ( خ ) می باشد، 
مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پراید ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگیرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ...

می دونی چرا قلب آدم دو بار پشت سر هم می زنه ؟
چون یکی واسه زنده بودن خودش می زنه
یکی هم واسه زنده بودن اونیکه دوستش داره
می دونین بزرگترین معضل فکری کودکان ایران چیه ؟ 
.
.
.
.
چرا کایکو دستمال قدرتشو تو جیبش نمی گذاشت ؟
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟
.
.
.
واقعا که !
.
.
.
تو هنوز منو نشناختی ؟؟؟؟
تست هوش (طنز)
4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟

سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

جواب :
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی !
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم :
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد ؟

جواب :
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟ )

حالا اینو جواب بدین :
سوأل سوم :
ریاضیات فریبنده !!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید ( از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید ! )

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده ؟


به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره !!!

سوال آخر : 
پدر ماری، پنج تا دختر داره : 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟


جواب: Nunu؟

نه ! البته که نه ! اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
اگه گفتی اون چیه که اولش منم 
بعدش تویی 
آخرشم یه زبونه...؟؟؟
 یکم فکر کن...
 یکم دیگه..............

 "گل گاو زبون"
به غضنفر می گن یك معما بگو .
 می گه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم می كنه تابستونا بالای درختو ؟!
 یارو هرچی فكر می كنه جوابشو پیدا نمی كنه . 
می گه : نمی دونم ، حالا بگو چیه ؟ 
غضنفر می گه : بخاری !
 یارو كَف می كنه ، می گه : باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم می كنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می‌كنه ؟ 
غضنفر می گه : بخاری خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت !
از پسرغضنفر پرسیدند: یونسکو یعنی چی ؟ 
می گه : بعد از اینکه حضرت یونس رفت توی شکم ماهی فکر کنم برای بیرون آوردنش یونسکو رو تشکیل دادند.

اگه گفتی یه لکه آبی روی دیوار چیه:

یه مورچه که شلوار لی پوشیده 

حالا بگو یه لکه قرمز چیه: 

یه مورچه که رژ  زده

حالا اگه گفتی یه اگه سبز رو دیوار چیه؟

خوب.. اماکن ِ که اومده هر دوتا اونا رو بگیره

می دونین چطوری باید به یه نفر خبر فوت بدین؟
اینجوری:

به یه بنده خدا میگن: بابات به «رحمت ایزدی» پیوست! 
بنده خدا میگه: «رحمت ایزدی» دیگه كیه؟ 
میگن: نه، منظورمون اینه كه «به دیار باقی شتافت»! 
میگه: «دیار باقی» كجاست؟ 
میگن: یعنی «دار فانی» رو وداع گفت! 
میگه: «دار فانی» دیگه چه‌جور داریه؟ 
میگن: یعنی «رخت از این دنیا بر بست»! 
میگه: منظورتون رو نمی‌فهمم! 
میگن: الاغ! بابای خرت مرد! 
میگه: خر من كه بابا نداشت
دانشجو چیست؟

 موجودى نحیف، 
عصبى، 
بى پول 
و شبیه به انسان، 
كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند 
و دشمنى عجیبى با كتاب دارد
اگه گفتین برای بستن یک لامپ به چند نفر آدم احتیاج داریم؟
.
.
.
خوب معلومه دیگه....  3 نفر 
یه نفر میره بالا نردبون، لامپ رو بگیره .. 
دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخوونند

این شعر از کیست؟
 تا هستی من ز هستی اوست, تا هستم و هست دارمش دوست
1. سعدی
2. مولوی
3. حاج یونس فتوحی
4. هیچ کدام

می دونین برره ای ها  به آسانسور چی میگن ؟



 تاكسی دیواری
بهترین مدرك دروغ بودن قصه ها چیه؟ 
.
- شاهزاده افسانه ای همیشه خوش تیپ و باهوش و پولدار و مجرده!
میدونی به یه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشیده چی میگن؟
.
.
میگن: شب بخیر


دوشنبه 29 شهریور 1389

جوک برره2

   نوشته شده توسط: ... ...    

یه برره ایه پشت کنکوری نذر می کنه اگه دانشگاه قبول بشه ، ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا !!!
برره ایه پسرشو می بره ازمایش كنه تا ببینه دیوونه است یا نه ! 
دكتر به پسره می گه : برو با این آبكش آب بیار ، پدرش می گه : این خسته است بزار خودم برم بیارم !
برره ایه می ره دستشویی، می زنه آفتابه رو لتو پار می کنه.
بهش می گن : چرا آفتابه رو این جوری کردی ؟
می گه : برام ژست گرفته بود ! 

پیف ... اه اه اه ... چه بوی گندی ... خفه شدیم ... چه خبرته ؟ مگه چی خوردی ؟
حمیییییییییییید !!!!
.
.
.
.
تبلیغ كنسرو لوبیای برره
از برره ایه می‌پرسن : صورتی چه رنگیه ؟ 
می‌گه : قرمز یواش !
برره ایه وارد اتوبوس شد و رفت صندلی عقب جا گرفت و ساکش رو گذاشت روی یکی از صندلی های ته اتوبوس و اومد سه ردیف جلوتر نشست کنار یک آقایی. 
هر چند دقیقه هم یک بار از وسط جمعیت شلوغ رد می شد و می رفت از توی کیفش که ته اتوبوس بود، یک تکه نون بربری برمی داشت و می خورد و دوباره می اومد وسط اتوبوس سرجاش می نشست. 
مسافر کنار دستی بهش گفت : داداش ! خب اون ساک ات رو بیار بگذار کنارت که مجبور نشی هی بری عقب اتوبوس و بیایی جلو.
برره ایه گفت : زکی ! دو تا جا گرفتم که راحت باشم ، یکی شو بدم به یکی دیگه ؟
به برره ایه می گن : یه میوه خوشمزه ، آبدار و شیرین نام ببر 
می گه : خیار ! 
بهش می گن : خیار كجاش آبدار و شیرینه ؟ 
برره ایه می گه : شما اونو با چایی شیرین بخور، نظرت عوض می شه
بر اثر قطع برق در برره ، ده ها تن از برره ای ها ، ساعت ها روی پله‌های برقی گیر کردند.
برره ایه 206 می خره وقتی سوار می شه می بینه جاش تنگه 
می ره ماشینو پس می ده می گه : ببخشید 207 ندارین ؟
برره ایه و دوستش به تاکسی میگن : آقا 3 نفر تا تجریش چقدر می گیری ؟ 
راننده می گه : شما که 2 نفر هستید ! 
برره ایه  می گه:  مگه خودت نمی خوای بیای ؟
به برره ایه می گن : تو شهرتون آثار باستانی دارین ؟ 
می گه : نه ولی دارن می سازن
برره ایه یه سگ فلج داشته ، هر وقت دزد میومده ، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده می‌دویده
برره ایه تو انگلیس راننده تاکسی می شه بش می گن : سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟ 
می گه : والا سخت که ‏نیست قط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم می افته رو مسافر بغلی
به برره ایه می گن : با هندونه جمله بساز ... 
می گه : هند اونه که بغل پاکستانه

برره ایه تو اتوبوسی که خالی بوده می ره یک میله را می گیره وایمیسته 
بهش می گن : اونجا که خالیه بورو بشین 
می گه : آخه 10 دقیقه دیگه اینم گیرم نمیاد

به برره ای می گن : دگرگونی یعنی چه ؟ 
می گه : یعنی این گونی نه . یك گونی دیگه

سوال كنكور برره ای ها : 
دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود ؟
یه روز یه برره ایه  می ره رستوران می پرسه : بندری دارید ؟
آقاهه می گه : آره 
می گه : بذار صداشو هم زیاد كن
می دونین تو برره به آسانسور چی می گن ؟ 
.
.
تاكسی دیواری
یه دکتری رفته بوده برره و بهشون اصول بهداشت و نظافت رو یاد می داده. 
اتفاقأ همون موقع یه گربه ای داشته بدنشو می لیسیده و خودشو تمیز می كرده. 
جناب دكتر وسط سخنرانی می گه : مثلأ نگاه كنید، حتی این گربه كه حیوونه و عقلش نمی رسه هم داره خودشو تمیز می كنه. 
یهو یكی از برره ای ها از وسط جمع بلند می شه می گه : آقای دكتر، نه فكركنی عقلمان نمی رسد ها، زبانمان نمی رسد.
به برره ایه می گن : یه بازیكن بگو كه یك درجه از مارادنا بالاتر باشه ؟ 
می گه : ماراسه نا !!!!!!!!!!!
برره ایه کنکور داشته می ره سر جلسه ، سوالها رو که پخش می كنند، اول یك پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالا خیره می شه !!!
بعد یك بیست پنج تومنی از جیبش درمیاره شروع می كنه تند تند شیر یا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن .
بعد 40-50 دقیقه آقاهه ممتحنه می بینه برره ایه خیس عرق شده !!! هی داره یك سكه رو می ندازه بالا ، زیر لب فحش می ده .
می ره جلو می پرسه : داری چیكار می كنی ؟
می گه : همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك می كنم
تفكر عمیق برره ای ! 
اگرادیسون نبود بایددرتاریكی تلویزیون نگاه می كردیم .
معلم برره ایه سر کلاس درس به شاگرداش می گه : هر کس خنگه از جاش بلند شه و بایسته !
یهو یه شاگرده بلند می شه می گه : آقا به خدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید
به برره ایه می گن : اذون بگو 
می گه : همه چیز با یك نگاه شروع شد ...
برره ایه میره دستشوئی زنونه می گیرنش می گن : مگه کوری نمیبینی زنونست ؟ 
می گه : من چکار کنم اینجا نوشته : زنا، نه !  اونطرف هم نوشته : مردا، نه !
یه برره ایه می ره پیك نیك زنش می گه :  بشینم زیر اون درخت خوبه . 
می گه : نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره .!! 
زنش می گه : اینجا ماشین می زنه بهمون ! 
خلاصه بعد از كلی جر و بحث می ندازن وسط جاده ، بعد می بینن یه كامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق می زنه اونا از جاشون تكان نمی خورن كامیونه هم فرمونو می پیچونه می ره تو درخت.
برره ایه به زنش می گه : اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم ها !!!
برره ایه می ره طواف کعبه ، جو می گیرتش می زنه تو سرش و داد می زنه " وای خدا کشته شد"
برره ایه رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه : چطور بود ؟
برره ایه می گه : خوب بود ، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. 
قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود : “ پرده دوم ، دو سال بعد ”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون !

به  برره ایه می گن : چرا در خونت نوشتی WC ؟
می گه : این مخفف welcome هست !

 


دوشنبه 29 شهریور 1389

جوک برره

   نوشته شده توسط: ... ...    

برره ایه با پسرش بانک می زنن و فرار می کنن می رن داخل یه استادیوم شروع می کنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس می رسه، پسره می گه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم ؟ 
برره ایه می گه : نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.
برره ایه كارت عابر بانک خودشو می ندازه تو ضریح امام رضا می گه : یا امام رضا حاجتمو بده تا من رمزشو بگم
معلم : بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود ؟
شاگرد برره ای : پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت !!!
برره ایه یخچال می خره، زنش می گه : پس آنتنش کو ؟ 
پسرش می گه : مگه کولره که آنتن داشته باشه
برره ایه از دوستش می پرسه : تو کجا به دنیا اومدی؟ 
دوستش می گه تو بیمارستان. 
برره ایه می گه : آخی ! مریض بودی ؟
برره ایه داشت واسه دوستش تعریف می کرد : آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم گرفت منو و خورد.
دوستش می گه : آخه چطوری میشه ؟  تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی !! 
برره ایه  می گه : ای بابا، چه زندگی ؟  تو هم به این میگی زندگی !؟
برره ایه سوار مترو می شه تفنگ در میاره به راننده مترو می گه برو دبی
یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه برره ای. می گن : شمابه گاواتون چی می دی می خورن ؟
می گه : پوست هندونه، طالبی و ... 
دویست هزار تومن جریمش می كنن
چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن : چی می دی می خورن ؟
یارو می ترسه می گه : چلوكباب، چلومرغ، و ... 
اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش می كنن
می رن چند وقت دیگه میان می گن : چی می دی می خورن ؟ 
می گه : والا نمی دونم ، پولشو می دم خودشون می رن می خرن می خورن !
برره ایه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبدالواحد
شركت نفت ، شركت پست و پلیس 110 در بیانیه مشتركی از شهروندان برره ای در خواست نمودند كه كارتهای سوخت وسایل نقلیه خود را پرس نفرمایید.
به برره ایه می گن دو دوتا ؟
می گه : می خوای بخری یا می خوای  بفروشی ؟!!!
برره ایه می خواسته از همسایشون نردبونشونو قرض بگیره, با خودش فکر می کنه, می گه: الان اگه برم بگم نردبونتونو بدین, شاید همسایه بگه, نردبونمون کوتاهه, یا بگه, نردبونمون شکسته, یا بگه نردبونمون دادیم قرض به یکی دیگه. 
خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه, یارو میاد دم در می گه : بله بفرمایین کاری داشتین ؟ 
برره ایه می گه : برو بابا شما هم با این نردبونتون !!!
شعر یک برره ای برای دوست دخترش : 
صبح كه دره پنجرمون وا می شه ،
عصر كه در پنجرمون وا می شه ،
شب كه در پنجرمون وا می شه ،
وای كه چقدر پنجرمون وا می شه !!!
برره ایه می ره مزرعه ای می خره 2سانتی  متر در 8 کیلومتر !!!! 
می گن : این چه زمینیه ؟؟ چی می خوای  بکاری  ؟؟؟؟ 
می گه : به امید خدا ماکارونی
برره ایه جوراب می‌خره براش بزرگ بوده جلوش پنبه می‌ذاره !


شنبه 27 شهریور 1389

40 قانون جالب در جهان

   نوشته شده توسط: ... ...    

1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از
خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.

17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.

18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.

19. در 24 ایالت آمریکا ضعف حنسی عامل اصلی طلاق است.

20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.

21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن متعلق به ملکه.

22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.

23. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.

24. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.

25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.

26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.

28. در منطقه کنورسویل ویسکانسین آمریکا، مردان در هنگام اوج لذت شهوانی (ارگاسم) همسرانشان حق تیراندازی ندارند.

29. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

30. در اندونزی مجازات استمنا, مرگ است.
31. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.

32. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.

33. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.

34. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.

35. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
36. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

37. در منطقه هستینگ نبراسکا, قانون می گوید هتلداران باید پیراهن سفید تمیز برای خواب به هر یک از مهمانان بدهند. هیچ زوجی هم حق ندارد تا قبل پوشیدن این لباس ها سکس داشته باشد.

38. در بحرین پزشکان حق ندارند در هننگام معاینه به آلت تناسلی زنان مستقیم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصویر آنرا در اینه ببینند.

39. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

40. در منطقه ترمونتون یوتا در آمریکا, زنان حق سکس با مردان در آمبولانس را ندارند و در صورت انجام این کار گناهکار شناخته شده و نامشان در روزنامه محلی درج خواهد شد.


شنبه 27 شهریور 1389

دانستنی های جالب

   نوشته شده توسط: ... ...    

چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند .
هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد .
در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌ای سنگ به کار رفته که می‌توان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50 سانتی‌متر دور دنیا ساخت .
اگرتمام رگ‌های خونی را در یک خط بگذاریم، تقریبا 97000 کیلومتر می‌شود .
وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می‌نشیند، میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می‌شود .
آمریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد .
عدد 2520 را می‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسیم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسری داشته باشد .
30 برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی می‌کنند، در زیر خاک مدفون شده‌اند .
تنها حیوانی که نمی‌تواند شنا کند، شتر است .
شیشه در ظاهر جامد به نظر می‌رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت می‌کند .
در هر ثانیه بیش از 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون برخورد می‌کند و تصویری را که شما تماشا می‌کنید، بوجود می‌آورد .
شانس شبیه بودن دو اثر انگشت، یک به 64 میلیارد است .
یک لیتر سرکه در زمستان سنگین‌تر از تابستان است .
قد انسان تا 20، 25 سالگی و گاها 40 سالگی بلند می‌شود و از چهل سالگی به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 میلی‌متر کوتاه می‌شود .
فقط با از دست دادن یک درصد از آب بدن، احساس تشنگی می‌کنیم !
دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید می‌کند .
چیتا یا یوزپلنگ سریع‌ترین حیوان خشکی است. او در عرض فقط 3 ثانیه 100 کیلومتر در ساعت سرعت می‌گیرد. رکوردی که حتی سریع‌ترین خودروهای فراری هم نتوانسته‌اند بشکنند .
کرم‌های ابرشیم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا می‌خورند .
تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرینه چشم است .
شتر در 3 دقیقه 95 لیتر آب می‌خورد
 
با یک مداد معمولی خطی به طول 58 کیلو متر می توان کشید!!!!
تجربه نشان داده است که مرغ با شنیدن صدای موسیقی بزرگترین تخم را می گذارد!!!
تمام خرس های قطبی چپ دست هستند!!
جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن بر داشته شود دوباره رشد می كند.
چشم انسان می تواند 10 میلیون رنگ مختلف را ببیند و از هم تشخیص دهد.
حس بویایی سگ با حس بویایی مورچه برابری می کند!!!
حلزون ها می توانند 3 سال متوالی بخوابند.
در شیلی صحرایی وجود دارد که هزازان سال است در آن باران نباریده است
زبان مقاوم ترین ماهیچه بدن است
فندک قبل از کبریت اختراع شد!!!!!
قرنیه چشم تنها قسمت بدن است که خون ندارد.
قلب انسان در هنگامه عطسه به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد!!!
حس بویایی خرس تقریباً صد برابر قوی تر از حس بویایی انسان است.
حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است!!!!
خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که بدون بر گشتن به عقب می توانند پشت سر خود را ببینند!!
خوک ها به لحاظ بدن قادر به دیدن آسمان نیستند.
زنبور عسل دو معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا!!!
شهر مکزیک سالانه بیست و پنچ سانتیمتر نشست می کند.
قلب میگوها در سر آنها قرار دارد!!
کرم های ابریشمی در 56 روز 6000برابر خود غذا می خورد!!!!!
گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری کند.
موشهای صحرایی چنان تکثیر می کنند که در عرض 18ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند!!!!!
موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایرغذایی جهان را نابود می سازند.
لایه پوستی که آرنج دست را پوشانده در هر ده روز یکبار عوض می شود.
ناخن های انگشتان دست تقریباً چهار برابر ناخن های پا رشد می کند!!
یک زنبور عسل باید روی چهار هزار گل بشیند تا بتواند به اندازه یک قاشق عسل تهیه کند!!!
جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود. 
ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است. 
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد. 
ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند. 
ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است. 
ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد. 
ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند. 
ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند. 
ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد. 
در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است. 
ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است. 
ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد. 
ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند. 
ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست. 
ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است. 
ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد. 
ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است. 
ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند. 
- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت 
- آب دریا بهترین ماسك صورت است ! 
- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند ! 
- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است ! 
- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید ! 
- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ! 
- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !


جمعه 26 شهریور 1389

خنده

   نوشته شده توسط: ... ...    

یك روزیه مورچه میره حموم دیگه درنمیادبیرون اگه گفتی كجا بوده؟؟؟؟چسبیده بود به صابون
 
اصفهانیه داشته خرما پخش می كرده یه نفر می یاد یه مشت خرما بر می داره اصفهانیه میگه دادا یهنفر مرده اتوبوس كه چپ نكردست
 
به یه نفر میگن داری پدر میشی گفت به زنم نگید میخوام غافلگیرش كنم
 
بعد ازمدتی آپدیت نشدن شعری که برای هجوپیر مغان گفته شده و حساسیتی که به وبلاگ پیرمغان دارم باعث شد ضمن انعکاس آن مثنوی و جواب جناب حضرت پیر مغان به گوینده مثنوی وعده سخنی در خور بدهم و .......

فغان با تو گویم كه ناخوانده ای
خودت را چو پیر مغان خوانده ای
كه خر نیز بیش از تو گمراه نیست
بجز منزل صاحبش راه نیست
كه گفته بفرما كه مثل الاغ
علف دیده سر را نهادی به باغ
ادب حكم دارد كه چون میهمان
كه دررابكوبید یا با زبان
اجازه بگیرید و داخل شوید
نه چون گاو مهمان منزل شوید
مغانی كه در هر سرا لینك از اوست
نه دشمن بدانم ترا نی كه دوست
تو ترسا پسر كی شدی با فلان
كه نامت نهادی تو پیر مغان
مگر شلغم هستی نخود یا كه ماش
كه ناخوانده ای همچو گندم به آش
دو سر قاف را قر دمادم زنم
به پیر مغان لینك ماتم زنم
پیامی كه پیوسته درد و غم است
هكر یا كه ویروس پیشش كم است
چنانت بكوبم به لینك فلان
كه پولاد كوبند آهنگران
به رسم تو وبلاگیان درشت
گهی لینك زوری گهی زور پشت
سرایم به هجو تو من مو به مو
بریزد ز پیر مغان آبرو
بدان آبرو چون بریزد دمی
 نشاید كه نامت نهند آدمی
از این پس تو پیرمغان مرده ای
پشیمان شوی چون شكر خورده ای
برو شكر كن زانكه ایرج نیم
به عارف نظرهای كج كج نیم
وگرنه نماند به جسم تو جان
نه لینكهای زوری پیر مغان
چو عبرت نگیری و عاقل شوی
به هجوت سرایم دو من مثنوی
از این پس مرا ناصبوری نده
به وبلاگیان لینك زوری نده
دم شیر نر را به بازی مگیر
چو بازی كنی خود بدانی و شیر

----------------------------------
و این هم پاسخ پیرمغان به این شاعر عزیز:

نزاییده مادر که خواهد مرا
به پشت افکند این تن پخته را
دو گوشش بپیچم همی دردناک
که از آه او دل شود چاک چاک
نداند که من خود همی شاعرم
چو فردوسی و حافظ و طاهرم
چو با من کسی کار خود را فکند
به چاه عدم آن تنش را فکند
نه نام و نه خطی از او ماندش
چو افسانه و خاطره ماندش
من آنم، من آن پیر دیو افکنم
چو رستم، چو رستم به خاک افکنم
به دشت مغان گر همی آمدی
به پیش می و ساغرم آمدی،
بدان این همه متن و این ساز و برگ
همه این مطالب، همه برگ، برگ،
نوشتم همه را به خون جگر
نیابی چو این جا سرایی دگر
به میخانه و میکده راه نیست
اگر تو بدانی که این آه چیست
برو توبه کن ای خدا بی خبر !!!
بزن بر سر خود ز زیر و ز بر
که شاید خدایت کند رحمتی
به تو رحمت و بنده را نعمتی !!

یادواره مهندسی

بسی رنج بردم در این سال سی / كه مدرك بگیرم زبد شانسی

نشد، دادم از كف همه زندگی / نهادم به سر افسر بندگی

نبودم اوائل چنین ناتوان / ببودم به سر موی و بودم جوان

نه تن خسته و ناتوان بودمی / نه اینگونه نامهربان بودمی

نه اهریمنی طینتی داشتم / نه بر خوی بد عادتی داشتم

كنون بشنوید اینكه بیچاره من / چنان گشته‌ام اینچنین اهرمن

بود شرح احوال من بس دراز / ولی قطره آن گویم از بحر، باز

به هوش و خرد شهره بودم به شهر / نبودی چو من درسخوانی به دهر

به كنكور در رزم كنكوریان / زدم تستها را یكی در میان

به كف آمدم رتبه‌ای زیر صد / نیارد چو من رتبه كس تا ابد

خیالم كه دیگر مهندس شدم / نبودم خبر زینكه مفلس شدم

به خود وعده‌ای نیك دادم همی / كه چون در خط درس افتادمی

بیابم اگر صد هزاران كتاب / زنم از خوراك و میرم ز خواب

چنانش بخوانم به روزانه شب / كه خود گردم از كار خود در عجب

ولیكن چو پایم بدینجا رسید / نبیند دو چشمت كه چشمم چه دید

به هنگامه ثبت نامم دمار / برآمد به یك روزه هفتاد بار

به «آموزش»اش چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردی نهاد

چو دادندمی صد هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق

چنان بی كس و خسته ماندم به صف / كه رست از كف كفش مخلص علف

پس از آن چو دیگر به صف ماندگان / به یك نمره گشتم من از بندیان

بماند، پس نمره‌ای گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم

به خود گفتم این زندگی بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است

گذشتم از آن فكر پیشینه‌ام / كه من دیگر آن شخص پیشین نه ام

به من چه كه دیگر كسان چون كنند / به من چه، چه در كار گردون كنند

به من چه فلانی دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است

گذشتم از آن فكر پیشینه‌ام / كه من دیگر آن شخص پیشین نه ام

كه دانش چراغ ره آدم است / كلید در گنج این عالم است

چو فرصت غنیمت شمارم كنون / مرا علم و دانش شود رهنمون

پس از آن به مكتب نهادم چو پا / ز یك درب چوبی بسی بی صدا

به رزم اندر آمد یكی اوستاد / بگفتا شكاری به دام اوفتاد

بچرخید و گردید و غرید و گفت / در این پهنه یكدم نشاید كه خفت

كه من دكترا از فلان كشورم / یل سر سپاه فلان كشورم

كنون گفته باشم به آغاز درس / ز كس گر نترسی، ز مخلص بترس

بگفتم كه درست بسی ساده است / كدامین خر ز درست افتاده است؟

بگفتا كه درسم بسی مشكل است / خیالات تو ای جوان باطل است

چنانت بكوبم به گرز گران / كه پولاد كوبند آهنگران

پس از آن سخنها و آن سرگذشت / دوماهی چو از آن سخن‌ها گذشت

ریاضی یكم نمره بر شیشه زد / هزاران غمم تیشه بر ریشه زد

علومی چو بر بنده لشكر كشید / سپاه معارف به دادم رسید

یكی بیست بگرفتم از ریشه‌ها / نشد كارگر زخم آن تیشه‌ها

پس از آن معارف ز من قهر كرد / دهانم ز تلخی چنان زهر كرد

به تالار و در گرمی ماه تیر / بیامد ز در اوستادی چو شیر

بگفتا كه در رزم نام آوران / بدان،‌ خوان اول بود امتحان

فراهم شد از جمع ما لشگری / یكی پهلوان‌تر از آن دیگری

اتودها كشیده همه از نیام / كه باید نمودن به دشمن قیام

چو آمد فرود آن یل از پشت زین / ببست افسار رخش خود بر زمین

كشید از نیامش سوالات را / بگفتا كه حل كن محالات را

سپه را به یك غرش آرام كرد / یلان را چنان اسب خود رام كرد

بگفتا كه درسم بسی ساده است؟! / كدامین كس از درسم افتاده است؟!

كنون گر توانی برو بچه‌جان / به فنی زبندم تو خود را رهان

نشستم چنان سنگ بر صندلی / به خود گفتمی اینكه ول معطلی

برو فكر دیگر بكن این جوان / مگر ترم دیگر شوی پهلوان

شدم بر خر نحس شیطان سوار / دو صد حیله را چون نمودم قطار

به یك روزه صدها گواهی بكف / به ظاهر پریشان و در دل شعف

بگفتم كه من موقع امتحان / ببودم به بستر بسی ناتوان

كه رحمی كن ای پهلوان رهنما / بیا بر من اكنون تو راهی نما

كنون تا نیفتم به حال نزار / برونم كش از پهنه كارزار

دو ترمی در این نابرابر نبرد / دگر از چه آرم سرت را به درد

هزاران كلك را زدم بیش و كم / كه شاید برون آیم از پنچ و خم

رهی پرفراز و خم اندر خم است / در این ره هزاران چو من رستم است

یكیشان به رخش و یكی مرده رخش / یكی با درفش و یكی بی درفش

هر اینك در اندیشه كارزار / مگر آخر آید غم روزگار

كراوات و تهاجم فرهنگی آن:

برخلاف آنچه اکثر مردم فکر می کنند، کلمه کراوات، با آنکه در آن What دارد ولی به‌هیچ‌وجه یک جمله پرسشی نبوده و معنی آن «ناشنوایان چی چی؟»‌ نمیباشد.

˜کراوات درغروب یکی از روزهای سرد سال 1812 میلادی (حدودای 6 و 7 )‌ توسط " جرج کراوات " کشف شد و هنوز هم ادامه دارد!

اما کراوات پارچه‌ای بود که دور گردن میچرخاندند و از زیر گردن آویزان می کردند. چراشو خدا میدونه! کراوات که در فرهنگستان پارسی به آن «دراز آویز زینتی»‌ میگویند، تا حدودی بیانگر نحوه تفکر افرادی است که آنرا بر گردن خود میبندند. ریشه اینکلمه از: «کلاوات، کلافات،کلافات، کلافه‌ها، کلافه شدم، ‌خفه‌ام کردی، ‌این چیه دور گردنم انداختی؟» برگرفته شده که خود بیانگر معنی و نحوه استفاده آن میباشد.

کراواتها اولاش تهاجم فرهنگی نبودند. بعداها یواش یواش تهاجمشان بیشترتر شد! بعضی از کراوات‌ها خیلی دیگه شورش رو در آورده‌اند و خیلی تهاجم فرهنگی هستند.

معمای خنده

» اگر اسکلت از بالای دیوار به پائین بپرد چه می شود ؟

- هیچ وقت اینکار را نمی کند ، چون جگر نداره

» ژاپنی ها به گوساله چه می گویند ؟

- نی نی گاوا !!

» فرق بین عینک و تفنگ چیست ؟

- عینک را می زنند و می بینند ولی تفنگ را می بینند و می زنند

» دندان کرسی چه فایده ای دارد ؟

- در زمستان ما را گرم می کند

 

» چرا آب هنگام جوشیدن قل قل می کند ؟

- چون میکروبهای آن می سوزند و فریاد می کشند

» اگر قلب کسی ایستاد چه می کنیم ؟

- برایش صندلی می گذاریم

» اگر یک زنبور داخل دهان گربه رود ، گربه چه می گوید ؟

- میوز ...... میوز

» چرا دوچرخه خودش نمی تواند بایستد ؟

- چون خیلی خسته است.

» چطور میشود چهار نفر زیر یک چتر بایستند و خیس نشوند ؟

- وقتی هوا آفتابی باشد.

» چطور می توان یک پرنده را به راحتی کشت ؟

- آن را از بالای صخره به پائین پرتاب می کنیم.

» چرا بعضی ها نمی توانند یخ درست کنند ؟

- چون همیشه دستور العمل تهیه را فراموش می کنند.


جمعه 26 شهریور 1389

داستانی جالب

   نوشته شده توسط: ... ...    

می گویند، اگر كسی‌ چهل‌روز پشت‌  سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند،
 
حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و  آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌كند.

سی‌ و نه‌ روز بود كه‌ مرد بیچاره‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید
 
و جارو می‌كرد. او‌ از فقر و تنگدستی‌ رنج‌ می‌كشید. به‌ خودش‌ گفته‌ بود:
 
اگر خضر را ببینم، به‌ او می‌گویم‌ كه‌ دلم‌ می‌خواهد ثروتمند بشوم.
 
مطمئن‌ هستم‌ كه‌ تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایم‌ از فقر و بی‌پولی‌ است.


 روز چهلم‌ فرارسید. هنوز هوا تاریك‌ و روشن‌ بود كه‌ مشغول‌ جارو كردن‌ شد.

كمی‌ بعد متوجه‌ شد مقداری‌ خار و خاشاك‌ آن‌ طرف‌تر ریخته‌ شده‌ است. با خودش‌ گفت:
 
با این‌كه‌ آن‌ آشغال‌ها جلو در خانه‌ من‌ نیست، بهتر آنجا را هم‌ تمیز كنم.
 
هرچه‌ باشد امروز روز ملاقات‌ من‌ با حضرت‌ خضر است، نباید جاهای‌ دیگر هم‌ كثیف‌ باشد..

 
مرد بیچاره‌ با این‌ فكر آب‌ و جارو كردن‌ را رها كرد و داخل‌ خانه‌ شد تا بیلی‌ بیاورد و آشغال‌ها را بردارد.
 
وقتی‌ بیل‌ به‌دست‌ برمی‌گشت، همه‌اش‌ به‌ فكر ملاقات‌ با خضر بود با این‌ فكرها مشغول‌ جمع‌ كردن‌ آشغال‌ها شد.

 
 ناگهان‌ صدای‌ پایی‌ شنید. سربلند كرد و دید
پیرمردی‌ به‌ او نزدیك‌ می‌شود. پیرمرد جلوتر كه‌ آمد سلام‌ كرد.

مرد جواب‌ سلامش‌ را داد.

پیرمرد پرسید: .صبح‌ به‌ این‌ زودی‌ اینجا چه‌ می‌كنی؟

مرد جواب‌ داد: دارم‌ جلو خانه‌ام‌ را آب‌ و جارو می‌كنم.
 
آخر شنیده‌ام‌ كه‌ اگر كسی‌ چهل‌ روز تمام‌ جلو خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند، حضرت‌ خضر را می‌بیند..

پیرمرد گفت: حالا برای‌ چی‌ می‌خواهی‌ خضر را ببینی؟

مرد گفت: آرزویی‌ دارم‌ كه‌ می‌خواهم‌ به‌ او بگویم..

پیرمرد گفت: چه‌ آرزویی‌ داری؟ فكر كن‌ من‌ خضر هستم، آرزویت‌ را به‌ من‌ بگو..

مرد نگاهی‌ به‌ پیرمرد انداخت‌ و گفت: برو پدرجان! برو مزاحم‌ كارم‌ نشو..

پیرمرد اصرار گرد: حالا فكر كن‌ كه‌ من‌ خضر باشم. هر
آرزویی‌ داری‌ بگو..

مرد گفت: تو كه‌ خضر نیستی. خضر می‌تواند هر كاری‌ را كه‌ از او بخواهی‌ انجام‌ بدهد..

پیرمرد گفت: گفتم‌ كه، فكر كن‌ من‌ خضر باشم‌ هر كاری‌ را كه‌ می‌خواهی‌ به‌ من‌ بگو شاید بتوانم‌ برایت‌ انجام‌ بدهم..

مرد كه‌ حال‌ و حوصله‌ی‌ جروبحث‌ كردن‌ نداشت، رو به‌ پیرمرد كرد و گفت:
 
اگر تو راست‌ می‌گویی‌ و حضرت‌ خضر هستی، این‌ بیلم‌ را پارو كن‌ ببینم..

پیرمرد نگاهی‌ به‌ آسمان‌ كرد. چیزی‌ زیرلب‌ خواند و بعد نگاهی‌ به‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ انداخت.
 
 در یك‌ چشم‌ به‌هم‌ زدن‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ پارو شد.
 
 مرد كه‌ به‌ بیل‌ پارو شده‌اش‌ خیره‌ شده‌ بود، تازه‌ فهمید كه‌ پیرمرد رهگذر حضرت‌ خضر بوده‌ است.
 
چند لحظه‌ای‌ كه‌ گذشت‌ سر برداشت‌ تا با خضر سلام‌ و احوالپرسی‌ كند و آرزوی‌ اصلی‌اش‌ را به‌ او بگوید، اما از او خبری‌ نبود.

مرد بیچاره‌ فهمید كه‌ زحماتش‌ هدر رفته‌ است.
 
به‌ پارو نگاه‌ كرد و دید كه‌ جز در فصل‌ زمستان‌ به‌درد نمی‌خورد در حالی‌ كه‌ از بیلش‌ در تمام‌ فصل‌ها می‌توانست‌ استفاده‌ كند.

 

از آن‌ به ‌بعد به‌
آدم‌ ساده‌ لوحی‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدفی‌ تلاش‌ كند،
 
اما در آخرین‌ لحظه‌ به‌ دلیل‌ نادانی‌ و سادگی‌ موفقیت‌ و موقعیتش‌ را از دست‌ بدهد،
 
می‌گویند بیلش‌ را پارو كرده‌ است.
 


پنجشنبه 25 شهریور 1389

جالب

   نوشته شده توسط: ... ...    

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی



پنجشنبه 25 شهریور 1389

لطیفه جنگ

   نوشته شده توسط: ... ...    

بسیجبه میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه

.....................................

بسیجیه که از دهات دور هم اومده بوده سر مرز، یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه.
عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. بسیجیه دلش می سوزه، میگه باشه.
.....................................

عازم جبهه بودم. یکی از دوستانم برای اولین بار بود که به جبهه می آمد. مادرش برای بدرقه ی او آمده بود. خیلی قربان صدقه اش می رفت و دائم به دشمن ناله و نفرین می کرد.
به او گفتم: « مادر شما دیگه بر گردید فقط دعا کنید ما شهید بشیم. دعای مادر زود مستجاب می شود.»
او در جواب گفت:« خدا نکنه مادر، الهی صد سال زیر سایه ی پدر و مادرت زنده بمونی! الهی که صدام شهید بشه که اینجور  بچه های  مردم رو به کشتن می ده!»

....................................

یكی جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یكی داد می زنه می گه : سنكر بگیرید .یارو از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید

....................................

بسیجیه توی جنگ بیسیم چی بوده. بیسیم می زنه می گه من 5000 نفر رو اسیر کردم. بیابد ببریدشون. بهش می گن خوب خودت بیارشون. می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!

....................................

حیف نون خواب می بینه که روز قیامت شده!!! می گن هر کسی یه آدم خوب همراه خودش بیاره می ره بهشت. اولی یه شهید میاره، می ره بهشت. دومی یه جانباز میاره، می ره بهشت. حیف نون یه فرغون خالی دستش می گیره میاد. ازش می پرسن این چیه؟ می گه برید کنار، توش مفقود الاثر خوابیده!!!

..................................

یکی از رزمنده ها بعد از عملیات داشته شهدا رو جمع و توی پلاستیک می کرده بین شهدا یه زخمی بوده که به زحمت میگه من زخمی هستم شهید نشدم اون برادر میگه بیا برو توی پلاستیک شهید شدی بدبخت داغی نمیفهمی

..................................

آقا مهدی فرمانده گروهان مان درست و حسابی ما را روحیه داد و به عملیاتی که می رفتیم تو جیه مان کرد. همان شب زدیم به قلب دشمن و تخته گاز جلو رفتیم. صبح کله سحر بود و من نزدیک سنگر آقا مهدی بودم که ناغافل خمپاره ای سوت کشان و بدون اجازه آمد و زرتی خورد رو خاکریز. زمین و زمان بهم ریخت و موج انفجار مرا بلند کرد و مثل هندوانه کوبید زمین. نعره زدم: یا مهدی! یک هو دیدم صدای خفه ای از زیر میگوید: «خونه خراب، بلند شو، تو که مهدی را کشتی!» از جا جستم. خاک ها را زدم کنار. آقا مهدی زیر آوار داشت می خندید. خودم هم خنده ام گرفت!
 

..................................

شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله كشیده ای محكم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!


 


پنجشنبه 25 شهریور 1389

چیستان

   نوشته شده توسط: ... ...    

- زنی را در خیابان دیدم كه پسربچه ای را به دنبال داشت. از او پرسیدم: این پسر با توچه نسبتی دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنین چیزی ممكن است؟
جواب چیستان

تنها در صورتی ممكن است كه دو دوست، هر یك با مادر شوهر مرده یا مطلقه دیگری ازدواج كنند و هریك از آن مادران پسری بدنیا آورند. این پسر برای زن دیگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد
 

2- از میان تعدادی زن و مرد برهنه، چگونه می توان آدم و حوا را شناخت؟
جواب چیستان

آدم و حوا ناف ندارند. زیرا آنان از شكم مادر متولد نشده اند كه نیازی به بند ناف و ناف داشته باشند! آدم از بهشت آمد و حوا نیز از پهلوی آدم خلق شده است
 

 3- شخصی تخم مرغ را دانه ای 70 ریال خرید و دانه ای 50 ریال فروخت و سرانجام میلیونر شد! چطور چنین چیزی ممكن است؟
جواب چیستان

او نخست میلیاردر بود، اما در اثر زیانهای پی در پی بخشی از دارائیش را از دست داده و میلیونر شد

 4- حكم اعدام متهمی را صادر می كنند و مضمون «بخشش لازم نیست، اعدامش كنید.» را به امضا، دادستان می رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجرای حكم، با تغییری در مضمون، جمله را به صورتی در می آورد كه جلو اعدام متهم را می گیرد، او چه تغییری در جمله بوجود می آورد؟
جواب چیستان

مأمور ویرگول را از جلو كلمه «نیست» بر می دارد و جلو كلمه «بخشش» می گذارد، بدین ترتیب: «بخشش، لازم نیست اعدامش كنید.»
 

 5- این عبارت را درست بخوانید: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستادیم برنجش مده، برنجش بده.
جواب چیستان

عبارت اینگونه خوانده می شود: «گندم فروشا، ار، زنی آمد، نه خود آمد ماش (ما او را) فرستادیم، به رنجش مده، برنجش بده

6- عبارت زیر را بخوانید:H-M-B-A-A4-B-R
جواب چیستان

 عبارت مزبور چنین خوانده می شود: «هاشم بیا آچار بیار»

7- می دانیم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمی شود، در جهان مادی كدامیك از مثالها و شواهد را می توان یافت كه با آن امر همسان باشد؟
جواب چیستان

 بچه در شكم مادر

8- منظور از «كانت واز بود» چیست؟
جواب چیستان

 

یعنی: «بود، بود، بود» زیرا «كانت» در عربی به معنی «بود» و «واز» در زبان انگلیسی به معنی «بود» و بود نیز در زبان پارسی به معنی بود است.
 

9- شخصی برای نخستین بار سوار یك خودروی «فولكس واگون» شد و بسوی شهری حركت كرد، درمیان راه خودروی او خراب شد ناچار ماشین را به كنار جاده هدایت كردو كاپوت ماشین را بالا زد، ولی با كمال تعجب دید نه ازموتور خبری هست، نه از سیلندر و نه چیز دیگر چطور چنین چیزی ممكن است؟
جواب چیستان

 زیرا موتور فولكس واگن در عقب آنست نه در جلو
 

10- چراغ راهنمایی و رانندگی كه روبروی خیابان است قرمز است، افسر راهنمایی هم در آنجا ایستاده است، با اینحال راننده ای از چراغ قرمز می گذرد و كسی مزاحم او نمی شود. چطور چنین چیزی ممكن است؟
جواب چیستان

 آن راننده پیاده بوده است، بنابراین افسر راهنمایی كاری باو ندارد

11- در اتاقی یك زن و شوهر نشسته اند. یكنفر هم در حال خواندن نماز است، نفر چهارم هم روزه دارد. به ناگهان مردی از در وارد می شود، با واردشدنِ او، این زن و شوهر به هم حرام می شوند. نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل می گردد. چطور چنین چیزی ممكن است؟
جواب چیستان

 

مردی كه ناگهان وارد می شود، شوهر پیشین آن زن بوده كه بیش از چهار سال بدون اطلاع او را ترك گفته و از خود خبری به جای نگذاشته است. بنابراین، آن زن پس از گذشت چهار سال انتظار، بتصور اینكه شوهرش از دنیا رفته، با اجازه حاكم شرع طلاق می گیرد و با مرد دومی ازدواج م یكند و از میراث باقیمانده شوهرش، سهمی در اختیار كسی می گذارد تا برایش نماز بخواند، پولی نیز به نفر چهارم می دهد تا برای او روزه بگیرد. پس از بازگشت او، شوهر دوم به او حرام می شود و چون آدم زنده وكیل و وصی نمی خواهد، روزه و نماز آندو نیز باطل می گردد
 

12- آدرویش، خداداده سه تا میش. یكی شیرش حلال و گوشتش حرام، یكی گوشتش حلال و شیرش حرام و سومی هم گوشتش حرام، هم شیرش.
جواب چیستان

اولی مادر است كه شیرش حلال و گوشتش حرام است، دومی همسر است كه گوشتش حلال و شیرش برای شوهر حرام است و سومی خواهر است كه هم شیرش برای برادر حرام است و هم گوشتش
 

13- آمد و رفت، آمد و نرفت، زائید و نمرد، نزائید و مرد!
جواب چیستان

آنكه آمد و رفت «عُمر» است، آنكه آمد و نرفت، «تجربه» و «قرآن» است. انكه زائید و نمرد، «حضرت مهدی عج» و حضرت خضر هستند نزائید و مرد، حضرت آدم است
 

14- جملات زیر، مصداق چه حكایتی هستند؟ « برو، اگر نیامده، بگو بیاید. رفتم، نیامده بود، گفتم: بیاید، چرا نیامد؟ حتماً آمده كه نیامده است. اگر نیامده بود می آمد.»
جواب چیستان

 سه نفر دزد هستند كه یكی از آنان در كوچه كشیك می كشد و دو نفرشان از دیوار خانه بالا می روند و وارد خانه می شوند. یكی از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوری اثاث است و دومی مشغول انتقال اثاث به خیابان، آنكه كشیك می دهد، به دزد دوم می گوید: برو، اگر صاحبخانه نیامده بود، بگو دزد سوم بیاید. دزد دومی می گوید: «رفتم نیامده بود، گفتم بیاید» كشیك دهنده می گوید: «پس چرا نیامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده كه (دزد سوم) نیامده است! اگر (صاحبخانه) نیامده بود، (دزد سوم) می آمد!»
 

15- شخصی دریك اتاق به ابعاد 5×20×20 متر، خودش را با یك ریسمان دومتری از سقف آویزان می كند و دار می زند. وقتی به در اتاق او می آیند و می بینند از او صدایی شنیده نمی شود، نگران می شوند و در را می شكنند با كمال تعجب می بینند، او از سقف خودش را دار زده است و در اتاق را از درون قفل كرده و كلید را در جیبش گذاشته است. با اینكه میز، صندلی، نردبام یا چیز دیگری در اتاق نبوده است، او چگونه خود را دار زده است؟
جواب چیستان

پیش از خودكشی، تعدادی قالب یخ به درون اتاق می آورد، آنها را روی هم و زیر پا می گذارد و با استفاده از آنها طناب را به سقف وصل می كند و به گردن خود می اندازد. آنگاه یخها كم كم آب می شوند و از پایین در اتاق به بیرون تراوش می كنند بطوریكه هنگام حضور دیگران اثری از یخها نبوده و همین امر موجبات شگفتی آنان را فراهم می سازد
 

16- شخصی چگونه – بدون استفاده از هواپیما- خود را دو ساعته به مشهد می رساند؟
جواب چیستان

 آن شخص از ماشین یا قطار یا وسیله دیگری (غیر از هواپیما) برای سفر استفاده می كند، در حالیكه دو ساعت به مچ خود بسته یا در جیب خود گذاشته بود.
 

17- حضرت آدم و حوا شش چیز در بهشت آوردند كه هر یك از آنها منشأ چیزی شد، آن شش چیز كدامند؟
جواب چیستان

 - عصای موسی (ع) 2- انگشتر حضرت سلمیان (ع) 3- چهار برگ درخت كه با آن حضرت آدم و حوا ستر عورت كرده بودند. یكی از برگها را آهوی خُتَن خورد كه از آن مشك به عمل آمد. برگ دوم را گاو دریایی خورد كه از آن عنبر بدست آمد. سومین برگ را كرم خورد كه ابریشم از اوست و چهارمین برگ را زنبور خورد كه عسل حاصل آنست 
 

18- كسانیكه رَحِمِ مادر را ندیده اند 9 نفرند، آن 9 نفر چه كسانی هستند؟
جواب چیستان

- حضرت آدم (ع) 2- حضرت حوا 3- گوسفند ابراهیم (ع) 4- عصای موسی (ع) 5- خفاشی كه حضرت عیسی (ع) ساخت 6- نافه صالح 7- بنا به قولی، ماری كه شیطان را وارد بهشت كرد 8- كلاغی كه كفن هابیل رابه قابیل داد 9- شیطان لعین 
 

19- اكنون چهار تن از پیامبران زنده هستند، آن چهارتن كدامند؟
جواب چیستان

خودتون تحقیق کنید 

20- از حضرت علی (ع) پرسیدند:
واجب و واجبتر چیست؟ نزدیك و نزدیكتر كدامند؟ عجیب و عجیب تر چیست؟ سخت و سخت تر چیست؟ اگر شما بودید چه جوابی می دادید؟ حضرت علی چه جوابی داد؟
جواب چیستان

حضرت علی (ع) فرمود: 1- واجب اطاعت از خدا و واجبتر از آن ترك گناه است 2- نزدیك قیامت و نزدیكتر از آن مرگ است 3- عجیب دنیا و عجیب تر از آن محبت دنیاست 4- سخت قبر است و از آن سخت تر، دست خالی به قبر رفتن است
 

21- كیوان به مهمانی رفت. او می دانست دعوت شدگانِ به مهمانی بر دو گروهند: راستگو و دروغگو. اما هیچیك از آنان را نمی شناخت. از مردی پرسید: دروغگو هستی یا راستگو؟ كیوان پاسخ آن مرد را گرفت. پس از دو نفر دیگر پرسید كه آن مرد چه پاسخی داد. یكی از آنان گفت كه او دروغگوست و دیگری پاسخ داد كه او راستگوست. كیوان از پاسخ این دو نفر فهمید كه كدامیك از این دو نفر راستگو و كدامیك دروغگو هستند. او چگونه فهمید؟
جواب چیستان

كسی كه گفته بود : «او گفت كه دروغگوست» دروغگو بوده است. زیرا هیچكس نمی گوید: من دروغگو هستم. در ضمن گوینده برای راستگو جلو دادن خود، سعی می كرده دیگران را دروغگو قلمداد كند و آنكه گفته «او گفت كه راستگوست» خودش راستگو بوده است
 

22- سه نفر سیاهپوست و سه نفر سفید پوست می خواهند با قایقی كه بیش از دو نفر گنجایش ندارد از رودخانه ای بگذرند. سفیدپوستها رانندگی قایق را بلدند اما یكی از سیاهپوستها رانندگی قایق را نمی داند. اگر تعداد سیاهپوستها بیش از سفیدپوستها باشد آنها را خواهند خورد. مثلاً نمی توان دو نفر سیاهپوست و یك سپید پوست راتنها كنار هم گذاشت. اما سپید پوستها آدمخوار نیستند و اگر تعدادشان زیادتر از سیاه پوستها باشد با آنها كاری نخواهد داشت. چگونه می توان این گروه شش نفری را از رودخانه عبود داد، بدون اینكه به هیچیك از آنان آسیبی رسد؟
جواب چیستان

 

نخست یك نفر سیاهپوست (كه قایقرانی بلد نیست) بهمراه یك سپید پوست به آنسوی رودخانه می روند. سیاهپوست آنطرف رودخانه می ماند و سفیدپوست قایق را بر می گرداند. بار دوم یك سیاه پوست و یك سفید به آنسوی رودخانه می روند سیاه پوست پیاده می شود و سفید پوست بر می گردد. بار سوم باز هم یكنفر سپیدپوست بهمراه یك سیاه پوست به آنسوی آب می رود، سیاه پیاده می شود و سفید قایق را بر می گرداند، بار سوم دو سفید پوست قایق را به آنسوی رودخانه می برند هر دو پیاده می شوند و یكی از سیاهپوستها قایق را بر می گرداند و برای چهارمین بار یك سیاهپوست و یك سفید پوست باقیمانده به آنسوی رودخانه می روند و باین ترتیب به هیچیك از آنان آسیبی نمی رسد
 


 


پنجشنبه 25 شهریور 1389

معمایی جالب

   نوشته شده توسط: ... ...    

سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند. قیمت ساعت 30 هزار تومان بوده و هر کدام نفری 10 هزار تومن پرداخت میکنند تا آن ساعت را خریداری کنند .


بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش می گوید قیمت ساعت 25 هزار تومان بوده. این 5 هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان .




شاگرد 2 هزار تومان را برای خود بر میدارد و 3 هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)


حال هر کدام از آنها نفری 9 هزار تومان پرداخت کرده اند . که 3*9 برابر 27 میشود .
این مبلغ به علاوه آن 2 هزار تومان که پیش شاگرد است میشود 29 تومان .

هزار تومان باقیمانده کجاست ؟


طراح سوال : دکتر حسابی 


تعداد کل صفحات: 2 1 2